السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

449

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

فرماندهى جنگ مذار را به عهدهء « جرير » واگذار نمود و اين جنگ با اقدامات و مباشرت همان جرير انجام گرفت و خود خالد از طرف « كسگر » به « زندرود » حركت نمود آن جا را با تيراندازى فتح كرد و از آن جا به « درنى » رفت و به مردم درنى نيز امان داد و با همان امان ، « درنى » و اطراف آن را بدون كوچك‌ترين جنگ و خون‌ريزى به تصرف خويش درآورد ، آن گاه به سوى « هرمزجرد » حركت نمود و به مردم آن جا نيز امان داد اين منطقه هم بدين گونه بدون اين كه جنگى اتفاق افتد و خونى جارى گردد براى مسلمانان گشوده شد . و از آن جا به طرف اليس حركت كرد . « جابان » رئيس و فرمانده اليس كه از جريان اطلاع يافت لشكر خود را بياراست و به قصد جنگ و مقابله با لشكر خالد از مقر خود بيرون آمد ، خالد هم كه بخشى از سپاه خويش را به فرماندهى مثنّى به طرف جابان اعزام داشت و اين دو لشكر در نزديكى « نهر خون » به هم رسيدند و جنگى در ميان آنان روى داد و لشكر جابان در اين جنگ شكست خورد و رو به فرار و هزيمت نهاد . به علّت همان جنگى كه در كنار نهر مذكور اتفاق افتاده بود آن نهر را نهر خون ناميدند و با همين نام نيز معروف گرديد . خالد پس از پيروزى با مردم اليس پيمان صلح بست بدين شرط كه در برابر ايرانيان به نفع مسلمانان فعاليت كنند و آنان را از پشتيبانى و راهنمايىهاى خويش برخوردار سازند . مورّخين مىگويند : خالد پس از فراغ از جنگ اليس به حيره رفت چون نزديكى حيره رسيد سواران آزاذبه به سوى وى حركت نمودند و اين دو سپاه در محلّى كه نهرها به هم مىرسيد به هم رسيدند و جنگى ميانشان به وقوع پيوست مثنى يكى از فرماندهان سپاه خالد شكست سختى به سواران آزاذبه وارد نمود چون اهل حيره اين شجاعت و پيروزى را از مسلمانان ديدند تسليم شده و به استقبال آنان شتافتند . . .